| تبليغات | X | |
| ||
|
عشق
شنبه 30 دی138516:11
عشق
![]() عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من
باز هم دنباله دارد با تو بودن بی تو بودن باز هم دنباله دارد شعر بودن را سرودن تا به کی باید بمانم شعر حسرت را بخوانم تا به کی از تو بخوانم بی تو و تنها بمانم تا به کی عشق تو را با جان و دل از خود بدانم ای همه بود و نبودم ای همه تار و پودم تا به کی باید به این قلب بلورین دل بدوزم پس بگو آن حس ویرانی کجاست؟ پس بگو آن عشق مستانی کجاست؟ من چرا باید بمانم از تو من اما نخوانم پس بیا تا در نگاهت عشق را از نو نشانم.
گریه کردم گریه کردم اما دردمو نگفتم کیه دادم به غرورم تا دیگه از پا نیافتم چه ترانه بی اثر بود مثل مشت زدن به دیوار اولین فصل شکفتن آخرین خدانگهدار من به قله می رسیدم اگه هم ترانه بودی صدتا سد و می شکستم اگه تو بهانه بودی گریه کردم گریه کردم...
زندگي به من اموخت که چگونه گريه کنم اما گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم تو نيز به من اموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم
اگه کسی ديوونت بود ... عاشقش باش اگه عاشقت بود ...
دوستش داشته باش اگه دوستت داشت ... بهش علاقه نشون
بده اگه بهت علاقه نشون داد ... فقط يه لبخند بزن اينطوری
وقتی هميشه ازش يه پله عقب تر باشی اگه يه وقت خسته شد
و يه پله جا موند تازه می شيد مثل هم
مهرباني را وقتي ديدم كه كودكي ميخواست آب شور دريا را با آبنبات كوچكش شيرين كند
عاشق ترینم اگر با من باشی
![]() دلمو شکستوندی
این کلید فقط به دست تو باز میشه
شیطون نظر یادت نره
|
|